« .. | ص?حه اصلی | نمايشگاه بين المللي كتاب . »

دوست داشتنی های آقای عباس معرو?ی.

1.تو می دانی.از مرگ نمی ترسم.?قط حی? است هزار سال بخوابم و خواب تو را نبینم.

2.بوی نارنج می دهی ! بهار می آیی یا پاییز می روی ؟..

3.نگاه کن.... میان این همه آدم که در عکس پیر شده اند، من و تو جوان مانده ایم. مثل روز اول.

4.یادم باشد عکسی از چشم هایت بگیرم برای زمانی که خوابم.

خیال کرده ام من مرده ام و تو دیگر نیستی.

نمی دانستم هر روز 7 8 10 بار عاشقت می شوم. هر روز .. نمی دانستم.

عاشقت باشم می میرم یا عاشقت نباشم ؟

عاشقم باشی می میرم یا عاشقم نباشی؟

با تو عاشقی کنم یا زندگی؟

بی تو زندگی کنم یا بمیرم؟

با تو بمیرم یا بخندم؟

بی تو اول و اخر کجاست ؟

تو بیشتر منی یا من تو ؟

.

.

با خیالت زندگی می کنم و با خودت عاشقی....

نوشته شده توسط sina در ساعت

نظرخواهی

اولا که وقتی شروع به شماره زدن کنار جمله هات می کنی تا آخر ادامه بده.
ثانیا من که ن?همیدم منظورت از این حر?ا این بود که عاشق شدی یا چون این جمله ها قشنگ بوده اینجا نوشتی.
به هر حال به خاطر ام بی ای هم تبریک می گم.

نویسنده: میلاد در ساعت 14 اردیبهشت 1385 11:13 قֽظֽ

1 و 2 و 3 و 4 و ؟

نویسنده: Seyedeh Sheida در ساعت 14 اردیبهشت 1385 2:05 بֽظֽ

نظر شما چيست؟




مرا به خاطر داشته باش