« حوصله.. | صÙ?حه اصلی | Ù?رد .. زوج! »

تنهایی

رقصم گرÙ?ته بود، مثل درختکی در باد

آنجا کسی نبود ، غیر از من و خیال و تنهایی.

دیوانه سر .. دیوانه وار.. تنها .. تنها .. رقصیدم ..

Ù¾.Ù†:

آنجا لویزان بود !

نوشته شده توسط sina در ساعت

نظرخواهی

اولا که تنها نبودی ما هم بودیم
دوما اگر Ù…ÛŒ دانستم این قدر ذوق Ù…ÛŒ Ú©Ù†ÛŒ به جان مادرم دÙ?عه پیش هم نمی Ù…ÛŒ پیچاندیمت!

نویسنده: حسین در ساعت 30 اردیبهشت 1385 9:04 قֽظֽ

واقعاً نمیدونم از کجای جملم ذوق کردن برداشت کردی؟؟؟
یا خیلی سطحی برداشت کردی یا رÙ?تی Ú©ÙˆÚ†Ù‡ علی اینا !

نویسنده: سینا در ساعت 30 اردیبهشت 1385 9:14 بֽظֽ

نظر شما چيست؟




مرا به خاطر داشته باش